
نمیتونستم تند تند سر بزنم
عذر خواهی میکنم از دوستانی که تند تند بهشون سر میزدمو،این چند وقت نزدم
این چندی که بر ما گذشت،خیلی خوب بود
(به غیر از این قسمت که بازده درسیم خیلی اومد پایین...)
اول این که برف اومد،دوم این که هوا سردتر شد،
سومم این که یه سفر خیلی خوب به اتفاق دوستام به شمال داشتیم
که توی پاییین این پست یه سری از عکس هایی که گرفتمو میذارم ببینین
برا خودمم میمونن (باقی خواهند ماند)
اگه قسمت های خوب و بَد این چند وقترو کنار هم بذاریم
یه چیز متوسط روبه بالا به دستمون میاد
که این هم جای شکرش باقیه،هم این که برام خوشاینده
به عنوان قشنگترین تجربه ی این چند روز میتونم از :
تا ۹ شب تو جنگل بودنو آتیش درست کردنو سوسیسِ روش
و قدم زدن کنار دریایِ نا آرومو خشن،یاد کنم
قسمت بدشم همون پایین اومدن بازده درسیم بودو یه مصدومیت کوچیک تو زانم
اینم از عکس ها که تازه دوربینمو نبرده بودمو با موبایل گرفتم ![]()
جاده...


کرج برفی بود،شمال اینجوری...!


جینگل ![]()


دریا،کَرانِش و زیباییش...


با اقتدار![]()
حاج سینا،عکاس زمونه![]()
برچسب:
نویسنده: طاها رستمیان