متاسفانه بازم نشد که درستو حسابی
درس بخونمو این محور بار روانیه سنگینی برام داشت...
و خدارو شکر که الان حالم خوب شده
به لطف تجربه ی پدر و پرستاریه مادر و نسخه جدید های خودم
(چه شَوَد...)
این دو روز اخیر،روزای آرومیو گذروندمو خیلی ازین بابت راضیمو خدارو شکر میکنم
امشبم که مشغول تغییر دکراسیون اتاقم به سبک یه کنکوری وحشی بودم...
خوب،همه چی خوبه،فقط میخواستم اینو بنویسم
چند روزه که هوا بارونیو سرده،همون هوایی که من دوست دارم،یه هوای زمتونیه اصیل
چند روزه آرومم،مشکلی نیست،همه چی خوبه
خدایا شکرت ...
با دل خوشی
حاج سینا
برچسب:
نویسنده: طاها رستمیان